آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
286
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
وسايل خويش را در چكمههاشان مىگذارند . روى كت بلند مذكور ، سرشناسان مملكت و شخص شاه نيمتنه كوتاهى كه كردى « 1 » ناميده مىشود و تا كفل آنان مى - رسد و فاقد آستين است به تن دارند . قسمت جلوى اين كردى تا پائين با پوست سمور آراسته شده است و مانند نيمتنهء زنان ما به نظر مىرسد . هنگام مسافرت يا سوارى يك كت ديگر كه معمولا ابريشمى است و بر روى آن زردوزى شده است مى - پوشند . شلوار كتانى آنان تا زير زانو به صورت مخروط كشيده مىشود و تا قوزك مىرسد ، زير آن چيز ديگرى نمىپوشند و با بند شلوار آن را به بدن محكم نگه مى - دارند و پيراهن را كه معمولا خط قرمز دارد بر روى شلوار مىاندازند . جورابهايشان از پارچه است كه برش آن شكل جوراب را ندارد ، به راحتى از پا درمىآيد و ساق پا درون آن لق مىخورد . تعداد زيادى از ايرانيان جوراب پارچهئى سبز رنگ به پا دارند كه تركها از آن بسيار ناراحتند ، زيرا جوراب يكى از دو تكه پوشش سنتى در دين آنهاست و مىگويند كه حضرت محمد ( ص ) عرقچين سبز رنگ به سر داشتهاند و ايرانىها براى توهين به اين رنگ ، جوراب سبز رنگ به پا مىكنند كفش « 2 » آنها به طرف جلو باريك مىشود و پاشنهء آن كوتاه است ، به طورى كه مانند دمپايى - هاى ما مىتوان پا را مستقيم داخل آن كرد و بيرون آورد و اين امر به اين علت است كه ايرانىها وقتى بخواهند به اطاق وارد شوند و يا در جائى بنشينند ، كفش را از پا درمىآورند و در جلوى در ورودى مىگذارند . من بارها با شگفتى شاهد اين موضوع بودهام . زمانى كه در شماخى مىخواستم نزد خان كه به داورى نشسته بود بروم ، تعداد زيادى كفش در برابر در ورودى محكمه وجود داشت كه مانند دكان كفاشى به نظر مىرسيد . به همين دليل يك نفر كفشدار را در اين نوع مكانها مىگمارند كه كفش را هنگام خروج به صاحبان آن بازپس دهد . اين كار به وسيله يك چوبدستى به شكل چنگال انجام مىشود .
--> ( 1 ) - Kurdi ( 2 ) - اصل : Kefs